تبلیغات
نه سازش نه تسلیم سید علی ما هستیم حامیان دولت عشق - مردم تشنه عدالتند
حمایت از ما "www.behfar.org"
برای حمایت از ما ، بنر های مثلثی زیر را در سایت خود نمایش دهید برای كپی كردن كدها از كلیدهای ctrl+c استفاده كنید.

         ..........................................................................................................................................

!... مردم تشنه عدالتند ...!

حکایت عجیبی است این ماجرای اقامه عدل و جدال با ظلم و تبعیض! مثل اینکه کل عالم و سیرتاریخ بشریت، سکانس¬های مختلف فیلمی است تحت همین عنوان.که فیلمنامه‌اش می شود لوح محفوظ الهی و ما از آن بی‌خبریم.

پیامبران نقش اولند! قرار است کاری کنند که مردم "خودشان" برای اقامه عدل برخیزند یا اصلاً به تعبیر قرآن برای همین فرستاده شده اند.

اما حکایت عجیب‌تر، واکنش‌هایی است که درمقابل آن به وجود می آید. اولین گروه باز همان پیامبرانند. قرآن می گوید: پیامبری را نفرستادیم مگر اینکه او را مسخره کردند.

و بعد نوبت هرکسی است که برای اقامه عدل به پاخاسته. امام عزیزمان می گفتند "هرکس برای عدالت قیام کرد، سیلی خورد."

به هرحال تا بوده همین بوده. امروز هم یکی از پرده های همان فیلم است که ما درکشورمان به نظاره نشسته ایم. اما بدون شک، این نمونه‌ی امروزی را تاریخ به این زودی‌ها فراموش نخواهد کرد. مثل خیلی نمونه های بارز دیگر، مثل ماجرای شیخ فضل الله وقتی بالای دار می رفت و مردم سوت و کف می زدند، مثل ماجرای مدرس، مثل امیر کبیر و...

هرچند نخواهیم گذاشت پرده پایانی آن مثل قبلی ها اکران شود! همانطور که برای اماممان نگذاشتیم اما جای نگرانی ندارد تا بوده همین بوده!

زیرکی را گفتند این احوال بین، خندید و گفت

صعب روزی، بوالعجب کاری، پریشان عالمی

بگذریم...

آن 10، 15 نفر کارگزار عبیدالله را که به یاد دارید. همان‌ها که با تهدید و تطمیع مردم کوفه و آن 30 هزار نفری را که به امام حسین(ع) نامه نوشتند، به جایی رساندند که روز عاشورا مقابل امام ایستادند.

بله بدون شک این مسخره کردن ها، این سیلی زدن ها، این سوت وکف‌های پای دار و این به زیرکشیدن‌ها، نمی تواند کار مردمی باشد که خودشان قربانی ظلمند و تشنه عدالت. کار، کار اقلیت صاحب نفوذ و صاحب قدرت است که در بعضی صحنه های تاریخ توانستند مردم را با خدعه و فریب همراه خود کنند.

اما این اقلیت، همیشه هم دنیا به کامشان نبوده. خیلی وقت‌ها شده که هرچه از نیرنگ و فریب و سحر و جادو داشتند، وسط ریختند اما عصای موسایی آمده و همه را بلعیده. خیلی وقت ها شده که در اوج تاریکی و ضلالت، نوری بر دل مردم تابیده و الفتی بینشان ایجاد کرده که قلب‌هایشان را با کیلومترها فاصله به هم گره زده مثل انقلاب خودمان یا مثل...

رهبر عزیز انقلاب سال 84 در دیدار هیات وزیران گفتند: "وقتى كه ایشان تبلیغات انتخاباتى مى‏كردند، به افراد خانواده‏ى خودم مى‏گفتم اگر آقاى احمدى‏نژاد رأى هم نیاورد، این خدمت بزرگ را به انقلاب كرد كه شعار عدالت محورى را مطرح كرد؛ نگذاشت به فراموشى سپردنِ این شعار بشود یك سنت"

برگردیم به 4 سال قبل. صادقانه بخواهیم بگوییم حرف‌ها و شعارهای دکتر، شیفته و مسرورمان کرده بود، قلبمان برایش می تپید اما دلمان می سوخت که دیگر کسی برای این حرفها تره هم خورد نمی کند. در بازار مدرنیته ومدنیت و جامعه باز پوپری، این شعارها خریداری ندارد. به راستی چه کسی فکر می کرد بعد از دولتی که پروژه آب رسانی به فلان روستا را به دلیل اینکه برگشت سرمایه ندارد، متوقف می کرد؛ مردم نیازمند که از وضعیت معیشتی به تنگ آمده بودند را جماعت قابلمه به دست می خواند، گفتمان امام(ره) را شایسته موزه های تاریخ می دانست، دولتی سربرآورد که...

یک بار دکتر احمدی نژاد در جمعی گفت: این دولت نماد کامل عدالت نیست، اما نماد کامل عدالت خواهی است.

صداقت و خلوص نیت دکتر، قلوب مردم را تسخیر کرد و دلهایشان را به هم پیوند داد و سوم تیر 84 شد تجلی اتحاد برآمده از ایمان و عدالت خواهی مردم بگذریم...

خطبه 216 نهج البلاغه خطبه عجیبی است. با این ملاحظه که فضای ایراد آن در کشاکش جنگ صفین بود، عجیب تر هم می نماید!

حضرت علی(ع) در فرازی از آن می فرماید: مردم هرگز روی صلاح و شایستگی نخواهند دید مگر اینکه حکومتشان صالح باشد و حکومت ها هرگز به صلاح نخواهند آمد مگر توده ملت استوار و با استقامت شوند.

همچنین در منطق حضرت علی(ع)، اصل و اساس و بنیان حکومت بر عدالت است.

اینها را بگذاریم کنار گفته بزرگان دین که "اقامه عدل واجب کفایی است" نتیجه مستقیم این می شود که برای اصلاح خودمان باید حکومت عدل مستقر کنیم و برای استقرار عدل، باید استقامت کرد.

رمز پیروزی جناح مومنین هم در همین کلام نهفته است. اصولا مسلمان جماعت بخصوص شیعه خاصیتش همین است. در مقابل زور می ایستد، در برابر فشار متحد می شود و در مقابل قلدری مقاومت می کند.

در نهایت هم وقتی شاخه مظلومیت به درخت مقاومت پیوند می خورد، ثمره اش زمین و زمان را به شگفتی می اندازد.

با ایجاد هسته های فعال و معنوی مقاومت و با شور خلوص ذاتی جوانانه، می شود اتحاد مثال زدنی سال 84 را تکرار کرد وگام بلندتری در مسیر استقرار عدالت برداشت.

مسیری که چراغ راهش حکومت علوی و مقصد نهایی اش خورشید عالم تاب حکومت مهدوی است.

اللهم عجل لولیک الفرج

والعافیة و النصر

وجعلنا من خیر اعوانه و انصاره...

                                                                         جواد درویش